تبليغاتX
غوغا

تاملی کوچیک

اون مرده، حق داره... مرد که نمی تونه تنها بمونه، بچه دار شدن حقشه... کتک کاری تو هر زندگی پیش می یاد، حتما عصبانیش کردی... زندگی رو زنه که نگه می داره و ...

روزی بیست بار این حرفا رو، حالا یا مستقیم یا غیر مستقیم، می شنویم و هنوز هم شنیدن این که زنی همسرش رو کتک زده برامون عجیبه، اما کتک خوردن یک زن از همسرش جزو مسائل عادی شده. اگر چه که ناراحت کننده ست اما هزار جور توجیه براش می سازیم و مسخره ترینش هم اینه که دعوا نمک زندگیه!

ازدواج مجدد یک مرد به صرف بچه دار نشدن زن، امری عادیه اما طلاق گرفتن یک زن از همسرش به خاطر همین موضوع هنوزم تعجب برانگیزه، یا وقتی بحث طلاق پیش می یاد، همه می گن زنه که زندگی رو می سازه و نگه می داره و باید به خاطر بچه هاش تحمل کنه، ولی مرد؟ حتما از چیزی عصبانی بوده!

دوره و زمونه عوض شده اما در ظاهر، و گرنه در باطن، هنوز هم همون آدمای پنجاه سال پیشیم، با همون ایده ها و عقاید! با نصف پسرایی که خودشونو روشنفکر هم می دونند اگه صحبت کنی نهایتاً می رسی به عقاید پدر بزرگت که آشپزی نکردن یک زن براشون غیر قابل قبوله و حالا اگه امروز خانم خونه به هزاران دلیل منطقی و غیر منطقی حوصله و وقت و انرژی جمع و جور کردن و مرتب کردن خونه رو نداشته (که نصفش وسایل به هم ریخته ی خودشونه) براشون پذیرفتنی نیست. دختر خانم هامون هم همینن. گیر دادن های بیجا به آقایون رو مساوی با محبت به اونا می دونن و چک کردن موبایل رو نهایت عشق. برای نگه داشتن مرد زندگی شون به هزاران ترفند متوسل می شن جز روراستی و صداقت. نمی گم همه همین جورن اما خیلی هامون (مخصوصا هر کدوم که ادعامون بیشتره) هنوز هم خود خواهیم و در اشتباه. هنوز هم خیلی از خانم ها از دیدن نوع زندگی و رفتار خانم های خارجی تو فیلما آه حسرت می کشند هر چند خود اونا هم کلی تو مشکلات خودشون غرقند و اونی که می بینن فقط فیلمه.

آخه چرا باید اینجور باشه؟ کجای کار ایراد داره که روزی چند خبر طلاق می شنویم؟

انگار بعضیا می خوان تا آخر عمر کور بمونن و بعضی ها هم خودخواه و بیفکر...چه زن چه مرد، چه ایرانی، چه خارجی!

کاش بدونیم برای چی ازدواج می کنیم و زندگی درست و با آرامش زناشوئی چطور به دست می یاد.

 

!! نوشته شده توسط سمیه | | چهارشنبه 1388/09/04

من اومدم

سلام سلام سلام

خوبین .......؟

سر حالین.........؟

اوضاع چطوره.......؟

خوب خوب.....؟

عالیه.....؟! خوب خدا رو شکر.........تصمیم داشتم دیگه برنگردم و وبللاگمو بذارم کنار اما نتونستم.....هر چند دوستان دیگه ما رو فراموش کردن اما من هنوز دوسشون دارم. الهی من قربونتون برم بهم بگین از این به بعد راجع به چه موضوعی بیشتر بنویسم منم همون کارو می کنم....پس من منتظر نطرات گلای خودم میمونم.

دوستون دارم.

تا بعد...........

!! نوشته شده توسط سمیه | | چهارشنبه 1388/08/13

زنی را ...

زنی را می شناسم من
که شوق بال و پر دارد
ولی از بس که پر شور است
دو صد بیم از سفر دارد

زنی را می شناسم من
که در یک گوشه ی خانه
میان شستن و پختن
درون آشپزخانه

سرود عشق می خواند
نگاهش ساده و تنهاست
صدایش خسته و محزون
امیدش در ته فرداست

زنی را می شناسم من
که می گوید پشیمان است
چرا دل را به او بسته
کجا او لایق آنست

زنی هم زیر لب گوید
گریزانم از این خانه
ولی از خود چنین پرسد
چه کس موهای طفلم را
پس از من می زند شانه؟

زنی آبستن درد است
زنی نوزاد غم دارد
زنی می گرید و گوید
به سینه شیر کم دارد

زنی را با تار تنهایی
لباس تور می بافد
زنی در کنج تاریکی
نماز نور می خواند

زنی خو کرده با زنجیر
زنی مانوس با زندان
تمام سهم او اینست
نگاه سرد زندانبان

زنی را می شناسم من
که می میرد ز یک تحقیر
ولی آواز می خواند
که این است بازی تقدیر

زنی با فقر می سازد
زنی با اشک می خوابد
زنی با حسرت و حیرت
گناهش را نمی داند


زنی واریس پایش را
زنی درد نهانش را
ز مردم می کند مخفی
که یک باره نگویندش
چه بد بختی چه بد بختی

زنی را می شناسم من
که شعرش بوی غم دارد
ولی می خندد و گوید
که دنیا پیچ و خم دارد

زنی را می شناسم من
که هر شب کودکانش را
به شعر و قصه می خواند
اگر چه درد جانکاهی
درون سینه اش دارد

زنی می ترسد از رفتن
که او شمعی ست در خانه
اگر بیرون رود از در
چه تاریک است این خانه

زنی شرمنده از کودک
کنار سفره ی خالی
که ای طفلم بخواب امشب
بخواب آری
و من تکرار خواهم کرد
سرود لایی لالایی

زنی را می شناسم من
که رنگ دامنش زرد است
شب و روزش شده گریه
که او نازای پردرد است

زنی را می شناسم من
که نای رفتنش رفته
قدم هایش همه خسته
دلش در زیر پاهایش
زند فریاد که بسه

زنی را می شناسم من
که با شیطان نفس خود
هزاران بار جنگیده
و چون فاتح شده آخر
به بدنامی بد کاران
تمسخر وار خندیده

زنی آواز می خواند
زنی خاموش می ماند
زنی حتی شبانگاهان
میان کوچه می ماند

زنی در کار چون مرد است
به دستش تاول درد است
ز بس که رنج و غم دارد
فراموشش شده دیگر
جنینی در شکم دارد

زنی در بستر مرگ است
زنی نزدیکی مرگ است

سراغش را که می گیرد
نمی دانم؟
شبی در بستری کوچک
زنی آهسته می میرد

زنی هم انتقامش را
ز مردی هرزه می گیرد
...
زنی را می شناسم من
...
شاعر: خانم فریبا شش بلوکی

 

!! نوشته شده توسط سمیه | | سه شنبه 1388/06/31

ازدواج موفق، سنگ بنای یک خانواده سالم

ازدواج موفق که سنگ بنای یک خانواده سالم است، ازدواجی بر پایه معرفت و شناخت کافی و لازم است. شناخت قبل از ازدواج باید در چارچوب قوانین و ضوابطی خاص باشد. به گفته متخصصان علوم دینی، تربیتی و اجتماعی آشنایی‌هایی که هدفمند نباشند و براساس احساس صرف و بدون در نظر گرفتن عقل و منطق و آینده‌نگری شکل بگیرند اگر به ازدواج منتهی شوند موفقیتی را برای دو طرف در زندگی مشترک به همراه نخواهند داشت.
آشنایی و ایجاد رابطه‌ای سالم قبل از ازدواج باعث شناخت بیشتر دو طرف از هم می‌شود و مسلماً برای ازدواج هر چه شناخت بیشتر باشد تفاهم و سازگاری و در نتیجه موفقیت بیشتر خواهد شد اما این آشنایی نباید با دوستی‌هایی خارج از حد و مرز و بدون هدف و ارزیابی آگاهانه اشتباه گرفته شود.
صاحب‌نظران معتقدند دوستی قبل از ازدواج کمکی برای کسب شناخت نمی‌کند چرا که معمولاً با هدف ازدواج شکل نمی‌گیرد بلکه پس از وارد شدن به چنین رابطه‌ای و براساس احساس دو طرف تصمیم به ازدواج می‌گیرند. در صورتی که برای یک ازدواج موفق باید فرد ابتدا برای ازدواج تصمیم‌گیری کند سپس با در نظر گرفتن معیارها و برنامه‌های خود و با آگاهی کامل از آنچه که از ازدواج توقع دارد، فرد مناسب با این معیارها را انتخاب کند.

ازدواج به عنوان یکی از مهمترین و زیباترین رویدادهای زندگی هر فرد محسوب می‌شود. بنابراین افراد بویژه جوانان براساس گرایشات روحی و جسمی تمایل زیادی برای تشکیل خانواده و دستیابی به آرامش و ثبات در این رابطه دارند.
دکتر شمس‌الدین کهانی درباره ضرورت‌های ازدواج می‌گوید: «با ازدواج خانواده تشکیل شده و نسل انسان بقا پیدا می‌کند. در این میان وجود یک ازدواج موفق پایه و بنیانی اساسی برای ایجاد خانواده‌ای شاد و مستحکم است و هیچ چیز در جهان نمی‌تواند زندگی انسان‌ها را شاداب کند مگر این‌که یک ازدواج موفق داشته باشند. سنگ بنای نهاد خانواده نیز که جامعه را شکل می‌دهد با ازدواج گذاشته می‌شود. بنابراین با توجه به اهمیت جایگاه ازدواج و تشکیل خانواده بر لزوم برخورد معقول و منطقی با این مسئله تأکید می‌شود زیرا ازدواجی که عاقلانه و بر پایه آموزش، تفکر و ارزیابی آگاهانه صورت بگیرد علاوه بر این‌که کیفیت زندگی فرد را افزایش داده و احساسات و عواطف زیبایی انسانی را در او برمی‌انگیزد، می‌تواند رشد و شکوفایی انسان و در پی آن جامعه را به دنبال داشته باشد.»
روان‌شناسان عقیده دارند ایجاد یک رابطه پایدار و توأم با تعهد یکی از مهمترین و هیجان‌انگیزترین پدیده‌های زندگی هر فرد است و ازدواج وظیفه و تعهدی برای تمام عمر است. بنابراین باید برای انتخاب یک همسر مناسب و موفقیت در ازدواج به ابعادی فراتر از احساساتی عاشقانه که از پی دوستی‌ها شکل می‌گیرد، توجه کرد.
دکتر حجت‌الاسلام محمدرضا سالاری‌فر، قائم‌مقام گروه روان‌شناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه معتقد است:‌ «استمرار و تربیت نسل انسان با ازدواج صورت می‌گیرد. بنابراین یک نوع رابطه تام و تمام است که مجموعه‌ای از اهداف را در نظر دارد و بخشی از اهداف فرعی و بخشی اجتماعی است. این رابطه که نیازهای روانی و جسمی زن و مرد را تأمین می‌کند باید بر پایه اصولی پیش رود تا به اهدافی که برای آن در نظر گرفته شده برسد.»
خداوند سبحان در قرآن فرموده است «مودت» و یا همان عشق حقیقی لازمه آغاز و استمرار زندگی خانوادگی است اما این عشق باید پس از شناخت از ویژگی‌های فرد متقابل به وجود آید.
دکتر علی قائمی جامعه‌شناس و نویسنده کتاب «نظام حیات خانواده در اسلام» می‌گوید: «ازدواج یک وظیفه است؛ چراکه معتقدیم اگر یک زن یا مرد علامه زمان باشند تا زمانی که ازدواج نکرده‌اند، کال و نرسیده هستند. چون بنای آفرینش بر زوجیت است و زن و مرد موجبات کمال همدیگر را فراهم می‌کنند و از آنجا که ازدواج خشت اول بنای یک جامعه است اگر ازدواج‌های صورت گرفته در جامعه سالم و بر پایه‌ای منطقی شکل بگیرد، آن جامعه باعزت می‌شود و به سوی پیشرفت و کمال حرکت می‌کند.»
وی معتقد است: «ازدواج‌هایی که براساس ترحم، عاطفه و احساس باشد و عقل و منطق در آنها حاکم نباشد، جامعه را به سمت انواع آسیب‌های اجتماعی سوق می‌دهد. طلاق و سرگردانی و کودکان بی‌سرپرست از جمله نتایج این ازدواج‌هاست.»
اکثر افراد در دوستی‌های قبل از ازدواج تصور می‌کنند با عشق و عاطفه کافی همه مسائل و مشکلات بین آنها حل خواهد شد و عشق همه چیز را تسخیر می‌کند اما بعد از مدتی در رابطه‌ای خسته و کسل‌کننده قرار می‌گیرند که در نهایت به خاطر فرزندانشان وضعیت را تحمل می‌کنند. از این روی است که متخصصان علم خانواده معتقدند چیزهای دیگری به جز عشق و عاطفه لازم است.
دکتر کهانی، روانشناس بالینی با اشاره به افزایش طلاق سال‌های اخیر در جامعه می‌گوید: «بسیاری از زوج‌ها این امکان را دارند که راز و رمز یک ازدواج شاد و موفق را بیاموزند و آنها می‌توانند با آماده‌سازی خود و یادگیری نکات آموزشی از متخصصان و روانشناسانی که کارگاه‌های آمادگی قبل از ازدواج را برگزار می‌کنند، خود را برای ازدواجی موفق آماده کنند.»
وی با بیان این‌که بهتر است برای به‌دست آوردن شناخت فرد مناسب برای ازدواج، به جای دوستی‌های بی‌هدف و بدون حد و مرز، از این کارگاه‌ها بهره برد، می‌افزاید: «برای ازدواج بهتر است پیش از انتخاب همسر، به ارزیابی فردی از شخصیت خود و اهدافمان در زندگی بپردازیم. دوره آماده‌سازی به افراد این فرصت را می‌دهد که نگاهی صادقانه و دقیق به معیارهای خود داشته باشند و در صورت انتخاب یک فرد، این دوره‌ها کمک می‌کند تا افراد برای شناخت بیشتر، درباره اهداف‌، نگرش‌ها، مسائل مالی و ... بحث کنند و درباره جنبه‌های مختلف زندگی مشترک با یکدیگر گفت‌وگو کنند و به تفاهمات و اختلافاتشان توجه کنند.»
دوستی‌های قبل از ازدواج، علاوه بر آنکه آسیب‌های روانی و اجتماعی بسیاری را به همراه دارد، باعث افزایش طلاق در جامعه می‌شود زیرا در زمان شکل‌گیری دو طرف توجهی به ابعاد یک زندگی مشترک نداشته‌اند و محدوده گزینش و انتخاب جوانان بیشتر معیارهای ظاهری است.
دکتر حجت‌الاسلام سلطانی‌فر می‌گوید: «همانندی و همسانی زن و شوهر در انتخاب همسر یک ملاک جدی است. این همانندی در ابعاد اعتقادی، فرهنگی، تحصیلی، فکری، علائق اجتماعی و حتی در زیبایی و ظواهر جسمانی هم باید مورد توجه قرار گیرد. باورهای اساسی زندگی و اعتقادات نیز یک مسئله مهم است و همسر مناسب اعتقادات منسجم دارد و اساساً زندگی بدون اعتقاد دچار بحران می‌شود.»
این روانشناسان با بیان این‌که دوستی با شناخت قبل از ازدواج تفاوت دارد، می‌افزاید: «اگر دوستی را با جنبه عاطفی در نظر بگیریم چون فارغ از قرارداد اجتماعی ازدواج است مشکل‌ساز می‌شود، بنابراین توصیه می‌شود برای حفظ سلامت و آرامش، دوستی‌های قبل از ازدواج شکل نگیرد چرا که اگر چنین دوستی‌هایی به ازدواج منجر شود، موفق نخواهند بود. در این انتخاب‌ها افراد به دلیل احساسات زیاد، فقط به ابعاد عاطفی توجه می‌کنند و بعد از مدتی از آنجایی که دیگر ابعاد مثل مسائل اعتقادی، فرهنگی و اجتماعی ناکام مانده‌اند، آن ازدواج با شکست مواجه می‌شود.»
تجربیات و بررسی‌ها نشان داده ازدواج‌هایی که با تحقیق و آگاهی صورت گرفته‌اند موفق‌تر از ازدواج‌هایی بوده‌اند که تنها بر اساس احساسات شکل گرفته‌اند.
دکتر قائمی، جامعه‌شناس معتقد است: «اسلام فرجام روابط قبل از ازدواج را ناگوار می‌داند و این روابط را قبول ندارد و تأکید می‌شود که پیش از آنکه بر اساس یک رابطه خارج از چارچوب عواطف دو طرف به هم گره بخورد، تحقیقات لازم انجام شود چرا که در دوستی‌ها افراد به دلیل علاقه و تمایل زیاد به یکدیگر معایب و نقایص خود را مخفی می‌کنند.»
وی می‌گوید: «دوستی‌ها زمانی ارزشمند است که توأم با شناخت و معرفت باشد، اما دوستی‌ای که قبل از ازدواج تنها بر اساس احساس شکل بگیرد و بدون شناخت باشد، نمی‌تواند منجر به شکل‌گیری یک خانواده سالم شود و در نهایت جامعه‌ای که با این پدیده مواجه است، یک جامعه ناسالم می‌شود که برای مقابله با آسیب‌های ناشی از چنین ازدواج‌هایی باید هزینه‌های بسیاری بپردازد.»
بنابراین روانشناسان توصیه دارند تا افراد پس از آنکه تصمیم به ازدواج گرفتند فردی مناسب را انتخاب کنند و حداقل یک مدت شش ماهه تا یک‌ ساله را به این امر اختصاص دهند.
دکتر کهانی می‌گوید: آشنایی اولین مرحله برای ازدواج است و منظور از آشنایی فرآیند تبادل اطلاعات و عواطف بین دو طرف از جنس مقابل به منظور تصمیم‌گیری برای ازدواج است، اولین عنصر محرک برای آشنایی جذابیت است که در آغاز و گسترش آشنایی تأثیر بسزایی دارد. جذابیت شامل جذابیت ظاهری، شخصیتی، موقعیت اجتماعی، شباهت‌ها و تضادها است که دو نفر را به سوی هم جذب می‌کند اما این آشنایی نباید با دوستی‌ اشتباه گرفته شود.»
دکتر کهانی با بیان این‌که در فرآیند دوستی‌های بدون حد و مرز اشتباهاتی صورت می‌گیرد، می‌افزاید: «در این روابط دو طرف معمولاً نشانه‌های عدم تفاهم و تضادها را جدی نمی‌گیرند. همچنین معمولاً عجولانه و زودهنگام سازش می‌کنند، تردیدها را نادیده می‌گیرند و بر این عقیده تأکید دارند که می‌توانند فرد مقابل را بر اساس معیارهای خود تغییر دهند و در نهایت در بسیاری از موارد با آگاهی از تمامی مشکلات و موانع تسلیم نیازهای معنوی و در برخی موارد مادی می‌شوند.»
دکتر حجت‌الاسلام سلطانی‌فر در همین حال معتقد است: «آشنایی با هدف ازدواج اگر جامع و برای کسب شناخت باشد و در چارچوب شرع و هنجار‌های اجتماعی صورت بگیرد، قابل قبول است.»قائم‌مقام گروه روانشناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه می‌گوید: «با وجود آنکه تعلق عاطفی مانع از توجه به دیگر ابعاد می‌شود اما در آشنایی‌هایی که در چارچوب شرع و هنجارهای اجتماعی باشد، انتخاب آگاهانه است و افراد فارغ از احساس صرف و با توجه به نقاط قوت و ضعف با یکدیگر ازدواج می‌کنند.»
صاحب‌نظران معتقدند برای انتخاب یک همسر مناسب و موفقیت در ازدواج باید به ابعادی فراتر از احساسات عاشقانه زودگذر که از پی دوستی‌ها شکل می‌گیرد، توجه کرد.

 

 

!! نوشته شده توسط سمیه | | چهارشنبه 1388/06/25

دوباره باید شد

  • همه ی «شداید» زندگی ... تقصیر «شرایط» است.
  • برای اینکه «چشمش روز بد نبیند»... نمی خواست «روز بعد را ببیند»!
  • لبخند «واسطه ای» است ... که «فاصله» بین دو نفر را کوتاه می کند.
  • وقتی «نشست» ... چیزی نصیبش نشد جز «شکست»!
  • وقتی «بر زخمم» توجه می کنم... «برزخم»!
  • قرص روانگردان را «بالا می اندازد» تا خود را «بالا بیندازد» و بعد ... سقوط آزاد!
  • با حرف «کسی را نزن»... حرف «حساب بزن»!
  • راهی که «جواب نمی دهد».. قسمتی از «جواب» است.
  • «اقتدار» از آن کسی است که... به «تدبیر» اقتدا کند.
  • «دست از سرت » برندار... تا «دست به سر» نشوی!
  • وقتی امید «جان می گیرد»... «مرگ جان می کند»!
  • حق داریم «اشتباه کنیم»... نه آنکه آن را «انتخاب کنیم»!
  • آدمای «دارا و فقیر»... از نوک پا تا فرق سر «دارای فرق» هستند.
  • وقتی «دل و دماغ» سوخته می شود... «دل و دماغی» برای آدم نمی ماند!
  • با «خودشناسی»، «خوش شناسی»... روی خوش نشان می دهد.
  • «پیروزی پر گل» بهار... «دیدنی» است!
  • «مشکل ساز» بود ... وقتی که مرد «مشکل را خاک» کردند!
  • «اشتباه »کردن در زندگی... بهتر از «اجتناب» کردن از زندگی است!
  • «زخم زبان»... «زهر ماست»
  • فقط باید «بار زندگی» را کشید، یا زندگی «پرباری» داشت؟...
  • «دشمنی» به «دشنام» نیست.
  • والدین «بعد» فرزندان خود را «می خواهند»...
  • زنان «بالغ»... خالق «نوابغ»...
  • «قد» عمر کوتاه... و «قدر» آن بلند است...
  • گاهی «حرف را بخور»... تا از دیگران «حرف نخوری».
  • «چشم» ویترین «خشم»!
  • از آدم هایی که مثل ما «یک دنده» هستند، «خوشمان نمی آید»!...
  • راز «برده» است... وقتی که در «پرده» است.
  • آفتاب برای «تابیدن» بی تابی می کند تا «تاریکی» را پاک کند.
  • چرا قبل از «باختن» خود را «ببازم»؟!
  • قبلا «خوش تیپ تر» بودم... آینه هم «آینه های قدیم»!
  • از ذهنی که « کار کشیده نشد»... دچار «فلج ذهنی» شد!
  • هر از گاهی «به عقب برگرد»... «عقب گرد» هرگز!
  • «قلب» خود را بخوانیم...«قدر» خود را بدانیم.
  • حسود  «دلخوری از دیگران را با « خود خوری» جبران می کند!...

!! نوشته شده توسط سمیه | | دوشنبه 1388/06/23

امنیت اجتماعی

سلام و درودی گرم به عزیزای خودم.

طاعاتتون قبول در گاه حق. ببخشید مدتی نبودم.

خدایا به امید مهربونیت که تو مهربون ترین مهربونایی.

همین روزا یه کتاب خوندم با موضوع حجاب نوشته ی مرتضی مطهری...و مطالعه ی این کتاب من رو تهییج کرد برای نوشتن در این مورد:

امنیت اجتماعی یعنی چی؟

یعنی اینکه وقتی پا به اجتماع می ذاریم، دین ، اخلاق، شرف،عفت  و انسانیتمون لطمه ای نخوره...و این در درجه ی اول به خودمون و بعد به افرادی که در اجتماع با اونها برخورد داریم مربوط می شه؛ که به نظر نگارنده بیشتر به خود ما بستگی داره.

اما در مورد طرح امنیت اجتماعی که اجرا شد و نمی دونم الانه هم در حال اجراس یا نه:

توی این طرح، امنیت جامعه رو بیشتر به پوشش و حجاب خانم ها ربط داده بودند و می دهند.

چرا؟!...

بدحجابی وجود داره....بله می دونم...می دونیم...اما اینها تنها مشکل نیست.

بد حجابی باعث می شه به من دختر نگاه انسانی نشه و موجب ناراحتی و نا امنی من بشه. اما چرا وقتی با حجاب کامل هم توی اجتماع ظاهر می شیم باز هم نا امنی هست؟!...چرا می خوان همه ی کاسه کوزه ها رو سر خانما بشکونن؟!...چرا نمی خوان فرهنگ صحیح رو آموزش بدن؟!...چرا فقط محکوم می کنن. می فرماین که بدحجابی زیاد شده و ما سومین کشور مصرف کننده ی لوازم آرایشی هستیم، خانما خجالت بکشید؟!...اما زحمت نمی کشن یه ذره عمیق تر در این مورد اندیشه کنن و به جای محکوم کردن ریشه یابی کنن.تلاش کنن تا بدونن که این چه خلاءی است که به این صورت داره پر می شه. به ما یاد نمی دن که این خلاء را با بهترین پر کنیم. به بزرگترامون آموزش نمی دن که باعث ایجاد این خلاء نشن.

دختری که با حجاب کامل و بدون آرایش چهره پا به اجتماع می ذاره اما براش مزاحت ایجاد می شه...چه گناهی کرده؟!

این دختر پاک چه گناهی کرده که او رو در این مسئله مقصر می دونن و انگ بی عفتی بهش می زنن؟!

مشکل چیه؟...

افکار غلط و پوسیده.

راه کار چیه؟...

اینه که اصلا پا توی جامعه نذاره!؟...

چرا به جای پیچیدن به پر و بال دختر جامعه کمی با پسر جامعه صحبت نمی شه؟

توی مدرسه سر صف صبحگاه و نماز جماعت به من دختر آموزش داده می شه که مراقب رفتار و پوششت باش تا موجب به خطر افتادن عفت آقایون جامعه نشی؛ اما آیا مسئولین مدارس پسرونه به دانش آموزا آموزش می دن که وقتی وارد اجتماع می شن چطور رفتار کنن که موجب نا امنی خانمای جامعه نشن!؟

پدر به دخترش می گه که میری بیرون سنگین و رنگین برو و مراقب رفتارت باش...بله درسته، پدر حق داره، بایدم بگه...اما چرا به پسری که پا به اجتماع می ذاره این حرفا زده نمی شه. چرا بهش گفته نمی شه که وقتی می ره توی اجتماع غیرت و مردونگیشو توی خونه جا نذاره؟!

بیشتر کتابایی که خوندم، بیشتر سخنرانی هایی که شنیدم و مطالبی که در دنیای مجازی خوندم، کمی مرد سالارانه بوده و بی طرفی به چشم نمی خورده؛ چون قلم دست رقیب بوده نه رفیق.

هر کتابی ارزش خوندن نداره ...البته نه اینکه بگم کتابای مطهری مشکل داره..نه..کتاب غذای روحه پس بهتره رژیم غذایی صحیحی واسه روحمون داشته باشیم.

خیلی خب از اصل قضیه دور نشیم.

پدر مادرا می فرماین که چرا جوونا اینجورین..ما جوون بودیم اون جوری بودیم. عزیز من، این جور اون جور کدومه، بابا این جوونا دست پرورده ی همون جوونای قدیم که شما باشید هستن.

مادرای عزیز...مادرای مهربون...مادرای فداکار...الهی من قربونتون برم؛

وظیفه ی یه مادر که بهشت زیر پاشه، شست و رفت و به دنیا آوردن فرزند و بزرگ کردنش نیس –درسته اینا خیلی سخته و همت و فداکاری فراوون می خواد- اما تربیت نسل های آینده دست شماس.

دخترا...پسرا

پسرا...دخترا

مراقب رفتارمون باشیم.

همین.

عزیزای من اگه نگارنده زیاده گویی کرد و سرتونو درد آورد به بزرگواری خودتون ببخشینش.

به امبد ایرانی واقعاً اسلامی و امن و به دور از سخت گیری.

و به امید روزی که هیچ ضد ارزشی ارزش نشه و بالعکس.

خدایا به امید رحمتت که تو ارحم الراحمینی.

 

!! نوشته شده توسط سمیه | | یکشنبه 1388/06/22

شهر الرمضان الذی انزل فیه القرآن

ماه مبارک آمد، اي دوستان بشارت 

کز سوي دوست ما را هر دم رسد اشارت

آمد نويد رحمت، اي دل ز خواب برخيز 

باشد که باقي عمر، جبران شود خسارت

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com 

سلام عزیزای من... حالتون چطوره... امیدوارم گرمای بد مرداد امونتونو نبریده باشه، البته دیگه کم کم داره تموم میشه و شهریور که ماه تب و تابه واسه دانش آموزا و کنکوریا تو راهه؛ دانش آموزا دیگه باید کم کم خوشونو واسه نه ماه تلاش و تعلیم آماده کنن و کنکوریا هم که نتیجه ی نهاییشون می یاد که امیدوارم نتیجه ی مطلوب رو بدست بیارن. امسالم که این ماه زیبا تر میشه چون ماه رمضون داره همراهیش می کنه. من زیاد اهل دوست و رفیق بازی نیستم اما همین تعداد کمی که تو این مدت وبلاگ نویسی همراهیم کردین رو خیلی دوست دارم و خوشحالی من دررسیدن شما به آرزوهاتون هست.

یه مدتی نخواهم بود چون ترم تابستونی دارم و وقت هم بسیار محدود. شاید حتی وقت نکنم وبلاگ دوستان رو دنبال کنم، از همین الان عذر خواهی می کنم.

واسم دعا کنید.

رمضان ماه خداست.

رمضان ماه قرآنه.

رمضان ماه میهمانی بندگان نزد خداست.

رمضان ماه توبه است.

رمضان ماه نزدیکتر شدن به خدا و دوری از گناهان است.

رمضان ماه شب زنده داری است، شبای قدر یعنی قدر خودتو بدون جوون.

رمضان ماه تضمین باقی یازده ماه است به شرط اینکه درکش کنیم.

این همه کلاس و درس و دانشگاه یک ماه هم توی کلاس درس رمضان درس بگیریم:

بزرگترین درسی که ماه رمضان بهمون می ده مهارت نه گفتنه،

نه گفتن به:

به هواهای نفسانی –خدایا کمکم کن تا بتونم از این به بعد حیا و عفت و پاکدامنیمو رو بیشتر محافظت کنم و احساساتم روکنترل کنم-

به غیبت.

به تهمت.

به دروغ.

به خیانت.

به تنبلی.

و نه گفتن به هر چی بدیه. سخته می دونم. شاید بگین سمیه داره شعار میده اما این حرفا رو خودمم دارم تلاش می کنم تا تو زندگیم عملی کنم.

نه گفتن همون تقواست همون پرهیز کاریه وقتی من از خوردن و آشامیدن که از لذتبخشترین نیاز های مادی انسانهاست پرهیز می کنیم، از مسائلی که روزه رو باطل می کنه و همون گناهان هست دوری می کنیم یعنی مهارت نه گفتن به بدی ها رو آموزش می بینم، پس باید پشتکار داشته باشیم.

با زبون هر حرفی رو نباید زد.

با چشم هر صحنه ای رو نباید دید.

با گوش هر حرفی رو نباید شنید.

با قلم هر حرفی رو نباید نوشت.

با دست هر کاری را نباید انجام داد.

با پا هر جایی رو نباید رفت.

با قلب هر چیزی رو نباید دوست داشت.

تا اینا بشه توشه ی آخرت.

همه ی اینا رو تو ماه رمضون تقویت کنیم.

تابستونه و روزا بلند و روزه گرفتن به نظر سخته اما اراده ی قوی که باشه خدا هم کمک می کنه. باور کنید بنده خودم زیاد هم مذهبی نیستم اما قبلاً که ماه رمضون توی پاییز و زمستون بود با مشکلات زیادی مواجه بودم چون ناراحتی معده داشتم، پارسال با خودم گفتم من نمی تونم روزه بگیرم ولی باور بفرمایید روزه هام رو گرفتم بدون ناراحتی.

توی این ماه پر برکت آرزو می کنم تا همه ی جوونا موفق بشن توی هر راهی که قدم گذاشتن.

با همدیگه از خدا بخوایم:

از خدا بخوایم فرج آقا اما زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف) رو.

 از خدا بخوایم سلامتی واسه همه ی مردم کره ی خاکی، واسه اونایی که نمیتونن روزه بگیرن، واسه بابا مامانا، واسه سالمندا، واسه خانمای باردار، واسه خودمون.

از خدا بخوایم مراقب راننده ها باشه به خصوص راننده ی ماشینای سنگین و تانکرای سوخت، باور کنید خیلی خطرناکه و سخت.

از خدا بخوایم کمکمون کنه تا از خودمون در مقابل شیطون و حیله هاش مراقبت کنیم.

از خدا بخوایم تا همه ی دختر پسرایی که همو دوس دارن به هم برسن.

از خدا بخوایم کمکمون کنه تا توی روابطمون اعتدالو رعایت کنیم.

پیشاپیش حلول ماه ضیافت الهی، ماه پر برکت رمضان رو گرامی می دارم و ازتون التماس دعا دارم.

 دم افطار و شبای قدر ما رو فراموش نکنید.

طاعات و عباداتتون قبول درگاه باری تعالی.

یا حق.

امام صادق (علیه السلام) می فرماید 

خواب روزه دار عبادت، 

خاموشي او تسبيح، 

عمل وي پذيرفته شده 

و دعاي او مستجاب است.

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com 

!! نوشته شده توسط سمیه | | سه شنبه 1388/05/27

بدون فناوری روز دنیا میشه؟!.......

سلام، می خوام بگم از کجا می فهمیم که الان در سال 2009 میلادی یا همون 1388 هجری شمسی خودمونیم؟ پس این مطلب رو بخون.

  1. یهو نیگا می کنی می بینی خانوادت که 3 نفر بیشتر نیستن؛ 4 یا 5 خط موبایل دارن!!
  2. واسه دوستت رایانامه (ایمیل) میفرستی، در حالی که اون پشت میز بغل دستی تو نشسته.
  3. رابطت  با اقوام و دوستانی که رایانه ندارن، رو به وخامت میره؛ و تو به سختی می تونی باهاشون ارتباط داشته باشی.
  4. بابا خودروش رو جلوی خونه پارک می کنه، بعد با تلفن همراه به خونه زنگ می زنه که برین کمک و چیزایی رو که خریده ببرین توی خونه.
  5. هر آگهی بازرگانی یه نشونی اینترنتی هم زیرش داره.
  6. وقتی خونه رو بدون تلفن همراه ترک می کنین، باعث می شه تنش تموم وجودتون رو بگیره، و دوباره با عجله برگردین خونه و اونو  بردارین. در حالی که پیش تر، بدون تلفن همراه هرگز اتفاق بدی براتون نیفتاده.
  1. بعضی از شما صبح ها قبل از خوردن چای و صبحانه، تا بلند می شین، اولین کاری که می کنین سر زدن به اینترنته (internet checking)
  2. واسه اونایی که از اینترنت سردر نمی یارن هی کلاس می ذارین و اصطلاحات اینترنتی رو توی مسیجاتون می گنجونین تا کف کنن.
  3. راستی بچه مثبتای اهل فناوری روز که از این طریق می شه شناخت: اونا هیچ وقت حرفی از فیلتر شکن نمی زنن. یارو حتی بلد نیس از ماوس راحت اسفاده کنه و تایپ فارسی بلد نیس اما هر جا می ره می پرسه فیلتر شکن جدید سراغ نداری!؟ متاسفانه مغز آدماس که نباید هر چی دوس داشتی توش بذاری و الا هر فیلتری یه فیلتر شکن داره و این تویی که تصمیم می گیری چی ببینی، چی بخونی، چی بشنوی و چی بنویسی...آخ قرار بود طنز بنویسم اما اینجاش رو رفتم سراغ همون ناهنجاریای جامعه مون. ببخشید.
  4. شما الان در حالی که این متن رو می خونین، سرتونو تکون می دین و لبخند می زنین.
  5. و اینقدر سرگرم خوندن این متن بودین که حتی توجه نکردین که این فهرست شماره 7 نداشت.
  6. شما دوباره برگشتین تا بررسی کنین که شماره ی 7 رو داشت یا نه؟
  7. و من مطمئنم که اگه شما دوباره به قبل برگردین حتما شماره  7 رو پیدا می کنین... این مال اینه که شما بهش توجه نکردین.
  8. شما باز برمی گردین به قبل، ولی باز هم شماره 7 رو پیدا نمی کنین...

البته من با شما شوخی کردم؛ و این نشون می ده شما به خودتون اعتماد نمی کنین. و هر چی که بقیه بگن باور می کنین.

........و مورد آخر اینکه این مطلب فقط برای خنده ی شما عزیزان تنظیم شده بود فقط همین.

با لبخند همیشه زیبا تر می شی، لطف کن و فراموشش نکن.

راستی اگه دوست داشتی خودت می تونی مورد 7 رو بهش اضافه کنی و برام بفرستی، دوس دارم بدونم نظر شما راجع به فناوری روز و کاربرداش توی زندگی روزمره چیه؟....

!! نوشته شده توسط سمیه | | شنبه 1388/05/24

شعاری برای زیستن

حرمت اعتبار خود را

                        هرگز در میان مقایسه ی خویش با دیگران

                                                                        مشکن

که ما هر یک یگانه ایم

                        موجودی بی نظیر و بی تشابه

                        و آرمان های خویش را

                                                به مقیاس معیارهای دیگران بنیاد مکن

تنها تو می دانی که «بهترین» در زندگانی ات

                                                چگونه معنا می شود.

زندگی مسابقه نیست

زندگی یک سفر است

و تو آن مسافر باش

که در هر گامش

                        ترنم خوش لحظه ها جاریست.

«نانسی سیمس»

«Nancye Sims»

!! نوشته شده توسط سمیه | | سه شنبه 1388/05/20

ای دادگستر جهان...

ولادت حضرت قائم (عج الله تعالی فرجه الشریف) بر شما عزیزان مبارک.

ای عزیز فاطمه

دردی جانکاه بر ما شیعیان و همه ی مظلومان عالم فرو ریخته، دشمنان از هر سو هجوم آورده، قرآن مهجور گردیده، شریعت نبوی متروک مانده و جز نامی از آن باقی نمانده، و مظلومین عالم چشم به راه فریاد رسشان مانده، و برای این عاشق دلسوخته همانند سایر خسته دلان جز اشک و آه چیزی باقی نمانده است، تنها زبان حالم این است که:

تا کی غم وصال بسوزد مرا جگر

                                    دل در فراغ تو است مرا روز پر شرر

چشمم بود نظاره بسوی تو بر قمر

                                    آخر به لطف کن نظری سوی عاشقان

 

«عَجِّل عَلی ظُهُورِکَ با صاحِبَ الزَّمان»

خدا آدم رو آفرید و بهش عقل و قلب داد... اما به حال خودش رها نکرد و براش دین رو مقرر کرد تا وقتی عقلش نتونست نجاتش بده دین رو چنگ بزنه. دین رو عقل تایید می کنه و عقل رو دین...اما مسائلی هست که عقل اونو درک نمی کنه و رد هم نمی کنه ولی دین روشنش می کنه . پس دین رو مقرر کرد و ائمه (صلوات الله علیه) رو قرار داد تا به واسطه ی این معصومین بزرگوار آدم رو به راه راست هدایت کنه. آدم پیشرفت تا به الان که هستیم رسید، که دیگه نیازی به تجدید نبوت هم نیس و به وسیله ی قرآن و ولایت می تونیم به راه درست و اصولی هدایت بشیم اما امام و سروری داریم که پیشمونه اما از دیده های گناهکار ما به دوره...و برای ما بنده  های خوار حلال مشکل و آرامش بخش.

همه مون دوس داریم که ظهور کنه و بشه فریاد رس دلای مظلومای عالم و آسمون شهرمونو ستاره بارون کنه.

همیشه حرف از انتظاره...-چه شیرینه-...اما من جوون چطور می تونم منتظر باشم؟...

خب باید آقامو (عج الله تعالی فرجه الشریف) بشناسم (هر که نشناسد امام خویش را..........بر که بسپارد زمانش را).

یه کتاب خوب واستون معرفی می کنم  تا همه مون بشیم منتظر واقعی....انتظار در عمل نه گفتار...

عنوان کتاب: سیمای آفتاب / سیری در زندگانی حضرت مهدی (عج الله تعالی فرجه الشریف)

مولف: حجت السلام والمسلمین دکتر حبیب الله طاهری

انتشارات زائر

آستان مقدس قم. 


یا امام رضا به آقا بگو بیاد پیش ما...

!! نوشته شده توسط سمیه | | پنجشنبه 1388/05/15

RSS